سایه سار مهربانی

دسترسی سریع

براي صحبت با مدیر سایت
!کليک کنيد
قوانين نويسندگي در سایت ما
!کليک کنيد
کمک مالي و نقدي جهت بهبود سايت
!کليک کنيد
حمایت بنری از سایت
!کليک کنيد
براي پرسيدن سوالات خود با اين شماره تماس بگيريد: (----------------)
تبليغات ...

برای سفارش تبلیغات کلیک کنید برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
نویسنده : علی خدابخش | بازدید : 4

محرم,عاشورا,امام حسین,حضرت عباس,گنجینه تصاویر ضیاءالصالحین

اهل عالم دارد از ره ماه ماتم می رسد هیئتی ها یاعلی! دارد محرم می رسد...

یازده ماه از خدا این روزها را خواستم
دیدۀ تر خواستم حال بکا را خواستم

اذن دق الباب این خانه برای ما بس است
استجابت پیشکش فیض دعا را خواستم

یازده ما هست می خواهم که سلطانی کنم
پشت این در ماندن و دست گدا را خواستم

قول دادم این محرم معصیت کمتر کنم
همت توبه به درگاه خدا را خواستم

از علی موسی الرضا رزق لباس مشکیه
دستباف حضرت خیرالنسا را خواستم

هر محرم زیر دین صلح آقاییم ما
یا امام مجتبی اشفع لنا را خواستم

کربلایی نیستم اما تو شاهد باش که
هردعایی کردم اول کربلا را خواستم

شصت شب از صبح تا شب نوکری در روضه ها
طعنه خوردن،سوختن پای شما را خواستم

گرچه ناقابلتر از این حرف ها هستم ولی
یک زیارت اربعین پایین پا را خواستم

از نجف تا کربلا پای پیاده دست جمع
روضه خواندن بین این صحن و سرا را خواستم

اهل عالم دارد از ره ماه ماتم میرسد
هیئتی ها یاعلی! دارد محرم میرسد...


منبع: سایت مشرق نیوز به نقل از ضیاءالصالحین



جمعه 16 شهريور 1397 - 22:59
نویسنده : علی خدابخش | بازدید : 4

علامه سیدمحمدحسین طباطبائي
علامه طباطبایی

حضرت آیت الله العظمی امام خميني(ره)(در اوايل انقلاب):
ـ «همجواري شما براي ما مغتنم است.
ـ آقاي طباطبايي مرد بزرگي است و حفظ ايشان با اين مقام علمي لازم است.
به مناسبت ارتحال علامه:
«من قبلا بايد از اين ضايعه اي که براي حوزه هاي علميه و مسلمين حاصل شد و آن رحلت مرحوم علامه طباطبايي است اظهار تاسف کنم و به شما و ملت ايران و خصوص حوزه هاي علميه تسليت عرض کنم خداوند ايشان را با خدمتگزاران به اسلام و اولياي اسلام محشور فرمايد و به بازماندگان و متعلقين و شاگردان ايشان صبر عنايت فرمايد.» [صحيفه امام، ج 15، ص 363].
مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي(مدظله العالی):
«او مجموعه اي از معارف و فرهنگ اسلام بود؛ فقيه بود؛ حکيم بود؛ آگاه از اندوخته هاي فلسفي شرق و غرب بود؛ مفسر قرآن بود؛ از علوم اسلامي، يعني علومي که از اسلام نشأت گرفته يا از آن تغذيه کرده است، مطلع بود: از اصول، از کلام، ادبيات، از نجوم و هيئت و رياضيات و از برخي علوم بي نام و نشان ديگر.
شخصيت او در لابه لاي اين دانستني هاي بسيار، به کمک رياضتي مداوم و درازمدت پرورده، صيقل يافته و پرداخته شده بود. از کساني بود که تنها مکتب جامعي چون اسلام مي تواند امثال او را در دامان پربرکت خويش پرورش دهد. چهره معنوي او، سيماي پرصلابت مردي بود که ايماني استوار و عرفاني راستين را با دانشي گسترده و عميق توام ساخته و با آميزه شگفت وجود خويش، ثابت کرده بود که اسلام مي تواند سوز درون دلسوختگان شيفته را با عقل راسخ فرزانگان فرهيخته يکجا گرد آورد.
او تلاش و جهاد بي انتها و خاموش نشدني خود را هم به اين معجون الهي درآميخته بود. در يکي از حساس ترين دوران هاي حيات اسلام و تشيع، جانانه به دفاع از حريم معنويت اسلامي و حکمت و معرفت الهي برخاسته و مفاهيم زيباي اجتماعي اسلام را از آيات کلام الهي استخراج کرده و به عرضه کامل و جامع اسلام پرداخته بود.
او که در سفره متاع ارزنده حوزه علميه قم در شمار درخشنده ترين گوهرها بود و به آن مدرسه اسلامي پربرکت ارزش مي بخشيد تنها به آن حوزه محدود نشده بود و به تدريج در همه حوزه هاي علمي و در هم محافل اسلامي و در سطح وسيع جامعه، حضور خود را مجسم تر و برجسته تر مي ساخت، معارفي که از زبان و قلم او بر صفحه دل ها و کاغذها نقش بسته بود از صدها و هزارها زبان و با صدها و هزارها بيان در همه جا منتشر مي گشت و به همه کس علم و معرفت مي آموخت...
...اين چشمه جوشان و فياض دانش و عرفان و تقواي اسلامي، در راه تعليم و تربيت شاگرداني که هر يک در عالم اسلام دانشمندي برجسته اند، توفيقي کم مانند داشته است... »[پيام رهبري به مناسبت سالگرد ارتحال علامه طباطبايي].
مرحوم حضرت آيت الله العظمي خويي(ره):
او يک مغز متفکر و انسان فوق العاده قوي و نيرومندي است ... علامه طباطبايي، خويشتن را قرباني قرآن نمود.
حضرت آيت الله العظمي جوادي آملي(دامت برکاته):
ـ علامه طباطبايى از نوادر مفسرانى بود که غواصانه وارد درياى قرآن شد، ماهرانه گوهر شناسي کرد و قادرانه گوهرها را عرضه کرد و براى ديگران رهاورد فراوانى آورد.
ـ انسي که علامه با قرآن داشت به طوري بود که قرآن را مظهر «ليس کمثله شيء» خدا مي دانست و او همواره تبيين مي کرد که قرآن کتابي خودکفا در مقام اثبات است.
ـ مردم سالاري، انواع حکمت، معرفت شناسي حسي، تجريدي، تجديدي فلسفي، عرفان نظري، معرفت شناسي شهودي همه و همه را مي توانيم در تفسير علامه ببينيم؛ ايشان در آن دوره نيز به مردمسالاري توجه داشتند.
علامه حسن زاده آملي(دامت برکاته):
ايشان از اولياءالله بودند، همواره در حضور، در مراقبت، در توجه بودند ... علامه طباطبايي بدون گزاف و بدون اغراق در فن اصول و فقه هر دو مجتهد بود.
به محضر مبارک جناب آيت الله حاج شيخ محمد تقي آملي ـ رضوان الله تعالي عليه ـ مشرف شدم که سخن از علامه طباطبايي، به ميان آوردم. مرحوم آقاي آملي به من فرمودند: «آقا، اگر کسي بايد در تحت تصرف و تعليم کاملي به جايي برسد و قدمي بردارد، من براي شما بهتر از جناب آقاي طباطبايي، کسي را نمي شناسم...».
حضرت آيت الله مصباح يزدي(دامت برکاته):
شخصيت علامه طباطبايي خيلي استثنايي است. جمله اي از مرحوم آقاي صدوقي رضوان الله عليه به يادم آمد که زماني سالها پيش از پيروزي انقلاب، در محضرشان بودم و سخن از تفسير الميزان به ميان آمد ايشان فرمودند اگر آقاي طباطبايي از حوزه قم حذف شود امتيازي براي حوزه قم باقي نمي ماند. [سخنراني آيت الله مصباح يزدي در همايش مباني و روش تفسيري علامه طباطبايي]
حضرت آيت الله العظمي سبحاني(دامت برکاته):
«از نظر علمي و فرهنگي نبايد مرحوم علامه طباطبايي را يک فرد به حساب بياوريم؛ چرا که ايشان به تنهايي خود يک امت بود... از نظر اشاعه فرهنگ اسلامي و تحکيم آن در عصر کار امتي را انجام داد.»
حضرت آيت الله العظمي مکارم شيرازي(دامت برکاته):
ـ علامه طباطبايي، به عنوان مفسري توانا، مطابق با آيات قرآني و تفاسير آن، پاسخگوي شبهات عصر خود بود.
ـ علامه طباطبايي علاوه بر پايه گذاري علوم تفسيري و عقلاني در حوزه هاي علميه، در اخلاق و مباني اخلاقي زبانزد بودند و در زندگي خويش بر اين باور بودند که بايد قبل از نقد ديگران، ما خود به نقد خود بپردازيم.
ـ علامه طباطبايي با تلاش و مجاهدت خود با توجه به جريانات ضد ديني در عصر خود، کتاب اصول فلسفه به روش رئاليسم را نوشتند که پاسخ کوبنده اي به تفکرات کمونيستي و ماترياليستي به شمار رفت.
حضرت آيت الله العظمي نوري همداني(دامت برکاته):
تفسير قرآن ايشان (علامه طباطبايي) به ويژه تفسير الميزان کتاب بسيار با عظمتي است. مطالب اعتقادي، تاريخي، اجتماعي، فلسفي و همه گونه مطالب علمي را دارا مي باشد و تا به حال در اسلام تفسيري به اين جامعيت نوشته نشده است. آيت الله شهيد مطهري اعلي الله مقامه مي فرمودند: «صد سال بعد از اين، اهميت و عمق مطالب تفسير الميزان براي مردم روشن خواهد شد». جامعيت اين تفسير به اندازه اي است که از همه علوم در آن يافت مي شود. دو چيز باعث جامعيت اين کتاب شده است: نخست وسعت علوم و اطلاعات آيت الله طباطبايي و دوم خلوص نيت، تقوا و اخلاق ايشان.
ـ علامه طباطبايي به لحاظ اخلاقي ويژگي هاي خاصي داشت و در زمينه اخلاق و خودسازي کار کرده بود. او حماسه اخلاقي عجيبي داشت و به اهل بيت عشق مي ورزيد.
ـ علامه طباطبايي از نوادر روزگار در زمينه اخلاق و علم بود. او با امام خميني رفت و آمد بسياري داشت و امام خميني نخستين شخصيتي بود که پس ازدرگذشت علامه طباطبايي براي او مجلس ختم گرفت.
مرحوم آيت الله العظمي سيد محمد هادي ميلاني(ره):
«اگر کسي علميت و پايه دانش علامه طباطبائي را داشت، ادعاهاي چنان و چنان مي کرد، اما ايشان دم نمي زند.»
«در عالم تشيّع، کسي به جامعيت آيت الله طباطبائي، يا بي نظير است يا کم نظير.»
مرحوم محمد جواد مغنيه(ره)(نويسنده معروف لبنان):
«... از وقتي که الميزان بدست من رسيده است، کتابخانه من تعطيل شده و پيوسته روي ميز مطالعه من کتاب الميزان [علامه طباطبايي] قرار دارد. »
استاد شهيد علامه مطهري(ره):
اين مرد واقعاً يکي از خدمتگزاران بسيار بزرگ اسلام است، او به راستي مجموعه تقوا و معنويت است، در تهذيب نفس مقامات بسيار عالي طي کرده... کتاب تفسير الميزان ايشان يکي از بهترين تفاسيري است که براي قرآن مجيد نوشته شده است... من مي توانم ادعا کنم که بهترين تفسيري است که در ميان شيعه و سني از صدر اسلام تا امروز نوشته شده است... تفسيرالميزان همه اش با فکر نوشته نشد، من معتقدم که بسياري از اين مطالب از الهامات غيبي است، کمتر مشکلي در مسائل اسلامي و ديني برايم پيش آمده که کليد حل آن را در تفسير الميزان پيدا نکرده باشم. »
حضرت آيت الله ابراهيم اميني(دامت برکاته):
علامه طباطبايي از آن شخصيت هايي است که در تمام رشته هاي علمي، فلسفي و اسلامي تخصص و تبحر داشته، شخصيت کم نظيري در ميان علماي اسلامي است. علامه طباطبايي، تنها يک دانشمند نبود بلکه يک عالم رباني و مهذّب و يک انسان کامل، با تقوا و با فضيلت بود.
مرحوم موسوي همداني:(مترجم الميزان)
هيچ به ياد ندارم در طول بيست و چند سال معاشرتم با علامه طباطبايي براي طلبه اي که وارد مي شد؛ تمام قامت بلند نشوند و نيز مراقبتي که ايشان از زبان خود داشتند.
مرحوم آيت الله علي اکبر مرندي(ره):
عارف ناشناخته، آيت الله علي اکبر مرندي ـ که خود از شاگردان آيت الله قاضي بود ـ نيز جويندگان راه هدايت را به مرحوم علامه ارجاع مي داد، و گاهي مي فرمود: «خداوند متعال، لطف بزرگي به من کرد که دو هم حجره خوب نصيب من کرد.»
و منظورش از دو هم حجره، علامه طباطبائي و برادرش آيت الله الهي طباطبائي بود؛ و درباره آن زمان مي گفت: « با آقايان طباطبائي ها، چهارشنبه جلسه داشتيم؛ چه جلساتي بود! چه سخنان لطيف و ظريفي آن جا مطرح مي شد».
يک بار آيت الله مرندي براي معالجه به تهران مسافرت کرد و از آن جا به قم و زيارت حضرت فاطمه معصومه عليها السلام هم مشرف شد. سپس به فرزندش ـ که همراهش بود ـ فرمود: « مرا به خانه علامه ببريد».
در خانه علامه را که زدند، شخصي آمد و در را باز کرد. مرحوم آيت الله مرندي پرسيد: « علامه تشريف دارند؟ » او پاسخ مثبت داد و سپس آيت الله مرندي فرمود. « به علامه اطلاع دهيد که علي اکبر مرندي دم در است».
در اين هنگام، علامه سراسيمه، با آن رعشه اي که دستشان داشت، تشريف آورده و گفتند: « آقا علي اکبر مرندي تويي؟! خودتي؟! » آن گاه روبوسي و مصافحه کردند و همان دم در گريستند. سپس چند ساعت با هم خلوت کردند.
مرحوم آيت الله علي معصومي(ره) ( مشهور به آخوند همداني):
ـ «من مردي بي هواتر از اين مرد (علامه طباطبائي) نديدم».
ـ «ما همواره علامه طباطبائي را در سکوت مي ديديم تا آن که شبي در خارج شهر مقدس مشهد، در محلي که همواره آيت الله ميلاني و عده اي ديگر با علامه طباطبائي بوديم. به مناسبت، مسأله اي پيش آمد و آيت الله طباطبائي دو ساعت تمام بياناتي فرمودند و به طور مفصل نکاتي گفتند». پس از پايان سخنانشان، عرض کردم: «من در اعمال ـ به ظاهر ـ شب جمعه خوانده بودم که هر کس فلان عمل را انجام دهد، خداوند به وي گنجي عنايت مي فرمايد يا از مال يا از علم. من چون مال نمي خواستم، آن عمل را به جا آوردم تا خداوند گنج علم را نصيب من گرداند. لله الحمد والشکر، امشب به آن مراد رسيدم و گنج علم را پيدا کردم».
آيت الله محمدي گيلاني(دامت برکاته):
«اين مرد عظيم والا همت [علامه طباطبايي] که زير اين چرخ کبود ز هر چه رنگ تعلق پذير آزاد بود، همچون صالحان اسلاف خويش در فنون گوناگون معقول و منقول صاحب نظر و مبتکر بود.»
آیت الله حسن رمضانی:
علاّمه طباطبایی که جایگاه رفیع و منزلت بالایش مورد قبول عامّ و خاصّ است، یکی از شخصیّت های کم نظیر و تاثیر گذار قرن حاضر است. زیرا آن بزرگوار هم در بُعد نظر، اندیشمند و نظریه پردازی عمیق محسوب می شود و هم در بُعد عمل، شخصیّت وارسته و به ثمر نشسته ای دارد.

 

منبع : پایگاه اطلاع رسانی استادحسن رمضانی



چهارشنبه 14 شهريور 1397 - 4:09
نویسنده : علی خدابخش | بازدید : 4

امام علی علیه السلام دوراندیش را چگونه معرفی کردند؟
دوراندیشی
57 نکته زیبا و ماندگار در مورد دوراندیشی در بیانات گهربار امیرالمؤمنین، امام علی علیه السلام

دوراندیشی چیست؟

ـ الحَزْمُ النَّظَرُ فِی العَواقِبِ وَ مُشاوَرَةُ ذَویِ الْعُقُولِ؛
دوراندیشی توجّه داشتن به فرجام کارها و مشورت کردن با خردمندان است. [شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر و درر آمدى، ج 2، ص 80]

ـ الْحَزْمُ حِفْظُ ما کُلِّفْتَ وَ تَرْکُ ما کُفِیتَ؛
دوراندیشی عبارت است از انجام دادن کارهایی که بر تو تکلیف شده است و وانهادن چیزهایی که برایت تضمین کرده اند.[شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر و درر آمدى، ج 1، ص 386]

ـ الحَزْمُ حِفْظُ التَّجْرِبَةِ؛
دوراندیشی نگهداری و بهره برداری از تجربه است.[غرر الحكم، ترجمه شيخ الاسلامى، ص 252]

ـ الحَزْمُ بِإجالَةِ الرَّأیِ؛
دور اندیشی در به کار انداختن اندیشه است.[شرح غرر و درر، ج 1، ص 269]

ـ اِنَّما الْحَزْمُ طاعَةُ اللّه ِ وَ مَعْصِیةُ النَّفْسِ؛
دوراندیشی فرمانبرداری از خدا و مخالفت کردن با نفس است.[شرح غرر و درر، ج 3، ص 74]

ـ الحَزْمُ تَجَرَّعُ الغُصَّةِ حَتّی تُمَکِّنَ الفُرْصَةُ؛
دوراندیشی تحمل ناملایمات و فرو خوردن غصه هاست تا زمانی که فرصت چاره اندیشی فراهم شود.[شرح غرر و درر، ج 2، ص 41]

اهمیت دوراندیشی

ـ الا و إِنّ من تَوَّرط فی الامورِ مِن غیرِ نظرٍ فی العواقبِ فَقد تَعرَّض لِمُفْدِحاتِ النّوائب؛
آگاه باشید کسی که بدون دوراندیشی اقدام به کاری کند، خود را در معرض مصیبت های بسیار سنگین قرار داده است.[شرح غرر و درر، ج 2، ص 337]

ـ الحَزْمَ بضاعةِ [و] التَّوانی إضاعة؛
دوراندیشی سرمایه است و سستی تباه کننده مایه.[شرح غرر و درر، ج 1، ص 12]

ـ أَصلُ العَزْمِ الحزم؛
اساس تصمیم گیری دوراندیشی است.[شرح غرر و درر، ج 2، ص 417]

ـ الحازمُ یَقْظانُ [و] الغافلُ وسنانُ؛
انسان دوراندیش بیدار و انسان غافل در خواب است.[غرر الحکم، ج 1، ص 21]

ـ اذا إقترنَ العَزْمَ بِالْحَزْمِ کَمُلَتْ السَعادة؛
هرگاه عزم و اراده کسی با دوراندیشی و عاقبت نگری توأم شد، نیکبختی و سعادت او کامل می شود.[شرح غرر و درر، ج 3، ص 138]

 

 

منبع: ميرصادق سيدنژاد، نشریه گلبرگ معرفت 13.



چهارشنبه 14 شهريور 1397 - 4:03
نویسنده : علی خدابخش | بازدید : 9

مشهد



شنبه 23 تير 1397 - 9:17
نویسنده : علی خدابخش | بازدید : 8

درس های زندگی از بزرگان
رفتار آیت الله فاطمی نیا با همسرش !!
رفتار آیت الله فاطمی نیا با همسرش از زبان پسرش... متاهل ها حتما ببینند!

-----------------------------
آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد
دیگر نه می شود تقلب کرد و نه سر کسی کلاه گذاشت...
درسمان را خوب بیاموزیم...

 

برای مشاهده اینجا کلیک کنید



جمعه 22 تير 1397 - 16:26
نویسنده : علی خدابخش | بازدید : 8

 

از مجموع اين روايات استفاده مى شود كه هر هفته بايد ناخن ها را گرفت. روز جمعه افضل است، سپس روز پنجشنبه و بعد ساير روزهاى هفته. در ضمن بايد توجّه داشت هرگاه ناخن ها بلند شود انواع ميكروب ها زير آن لانه مى كند؛ ميكروب هايى كه سرچشمه بسيارى از بيمارى هاست

زمان ناخن گرفتن

روز جمعه

1. در حدیث است که کسى به امام کاظم علیه السلام عرض کرد: اصحاب و دوستان ما معتقدند ناخن را باید در روز جمعه گرفت. حضرت فرمودند: «اگر بخواهید در روز جمعه بگیرید و اگر نمى توانید تا جمعه صبر کنید، هرگاه بلند شد بگیرید».[کتاب من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 74، ح 314؛ تهذیب، ج 3، ص 260، ح 626]
 2. از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمودند: «ناخن گرفتن در روز جمعه انسان را در برابر بیمارى هاى خوره، کورى و پیسى بیمه مى کند. و اگر در روز جمعه نیاز به گرفتن ناخن ها نباشد آن را سوهان بکش تا ریزه هایى از آن جدا شود».[کافى، ج 6، ص 490، ح 2؛ ثواب الأعمال، ص 42، ح 5]
 3. در چند حدیث دیگر فرمودند: «هر جمعه شارب و ناخن خود را بگیرید و اگر ناخن هایتان کوتاه است در روز جمعه آن را سوهان بکشید، تا مبتلا به دیوانگى و خوره و پیسى نشوید».[کافى، ج 6، ص 490، ح 3؛ تهذیب، ج 3، ص 260، ح 628]
 4. در حدیثى دیگر فرمودند: «هر کس در هر جمعه ناخن و شارب خود را بگیرد، تا جمعه دیگر پیوسته با طهارت باشد».[کافى، ج 6، ص 490، ح 8؛ کتاب من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 73، ح 307]
 5. در روایتى دیگر فرمودند: «گرفتن ناخن و شارب در هر جمعه و شستن سر با گیاه خطمى[«خطمى» (به کسر خاء ومیم وتشدید یاء) گیاهى است داراى ساقه ضخیم وبلند وبرگ هاى پهن وستبروگل هاى شیپورى به رنگ سفید یا سرخ که گل وریشه آن در علم پزشکى به کار مى رود (فرهنگ عمید)]  در جمعه، فقر را برطرف و روزى را زیاد مى کند».[کافى، ج 6، ص 491، ح 10]
6. در حدیث است که کسى به امام صادق علیه السلام عرض کرد: شنیده ام اشتغال به تعقیبات نماز صبح تا هنگام طلوع آفتاب، سودمندتر از سفر به شهرها براى گشایش و افزایش رزق و روزى است. فرمودند: «دوست دارى چیزى به تو بیاموزم که از همه اینها نافع تر باشد؟» گفت: آرى. فرمودند: «ناخن و شارب خود را در هر جمعه بگیر، هر چند به ساییدن باشد».[کافى، ج 6، ص 491، ح 11 و12]
 7. از حضرت رسول ﷺ روایت شده است که فرمودند: «هر کس ناخن هاى خود را در روز جمعه بگیرد، خداوند دردهایش را از سر انگشتانش بیرون کرده، دواى درد را جایگزین آن مى کند».[ثواب الأعمال، ص 41، ح 1]
 8. از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمودند: «هر کس روز جمعه ناخن بگیرد، ناراحتى ریشه ناخن ها از وى برطرف مى شود».[کتاب من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 73، ح 309]
 9. از حضرت على علیه السلام روایت شده است که فرمودند: «گرفتن ناخن در روز جمعه هر دردى را برطرف مى کند».[طبّ الأئمّه، ص 138]  

روز پنجشنبه

1. از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمودند: «هر کس ناخن هاى خود را روز پنجشنبه بگیرد و یک ناخن را براى روز جمعه بگذارد، خداوند پریشانى را از وى زایل مى کند».[کتاب من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 74، ح 310؛ ثواب الأعمال، ص 41، ح 3]
 2. از حضرت على علیه السلام روایت شده است که فرمودند: «ناخن گرفتن در روز پنجشنبه بر روزى مى افزاید».[طبّ الأئمّه، ص 138]
3. از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمودند: «هر کس پنجشنبه ناخن بگیرد، فرزندانش بسیار شوند و درد چشم نبیند».[کافى، ج 6، ص 491، ح 14؛ بسیارى فرزندان در مصدر نیست]
و اگر بخواهد ثواب پنجشنبه و جمعه هر دو را ببرد، در روز پنجشنبه ناخن ها را بگیرد و یکى را براى جمعه نگاه دارد، یا همه را در روز پنجشنبه بگیرد و در روز جمعه سوهانى بر آن بکشد که ریزه هایى از آن جدا شود.
4. در حدیث است که امام رضا علیه السلام کسى را دید که مبتلا به چشم درد بود. فرمودند: «مى خواهى چیزى به تو بیاموزم که با انجام دادن آن هرگز چشم درد نگیرى؟» گفت: آرى. فرمودند: «هر پنجشنبه ناخن هایت را بگیر». آن شخص به دستور حضرت عمل کرد و هرگز به درد چشم مبتلا نشد.[کافى، ج 6، ص 491، ح 13]
5. از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمودند: «هر کس همواره در روز پنجشنبه ناخن هاى خود را بگیرد هرگز چشم درد نگیرد».[کافى، ج 6، ص 491، ح 14]

سایر روزهاى هفته

1. در روایتى آمده است که هر کس روز چهارشنبه ناخن بگیرد و از انگشت کوچک دست راست شروع کرده و به انگشت کوچک دست چپ ختم کند، این کار او را از چشم درد حفظ مى کند.[مستدرک الوسائل، ج 1، ص 437، ح 1104]
 2. از امام رضا علیه السلام روایت شده است که فرمودند: «روز سه شنبه ناخن بگیرید».[عیون اخبار الرّضا 7، ج 1، ص 279، ح 20]
 3. از حضرت رسول ﷺ روایت شده است که فرمودند: «هر کس روز شنبه یا پنجشنبه ناخن و شارب خود را بگیرد از درد دندان و چشم عافیت پیدا مى کند».[کتاب من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 74، ح 313؛ ثواب الأعمال، ص 41، ح 2]

نکته: از مجموع این روایات استفاده مى شود که هر هفته باید ناخن ها را گرفت. روز جمعه افضل است، سپس روز پنجشنبه و بعد سایر روزهاى هفته. در ضمن باید توجّه داشت هرگاه ناخن ها بلند شود انواع میکروب ها زیر آن لانه مى کند؛ میکروب هایى که سرچشمه بسیارى از بیمارى هاست.

چگونه ناخن بگیریم؟

1. در حدیثى معتبر مى خوانیم که هنگام ناخن گرفتن از انگشت کوچک دست چپ شروع کرده و به انگشت کوچک دست راست ختم کنید.[کافى، ج 6، ص 492، ح 16]
 2. در روایت دیگر چنین آمده است: اگر روز پنجشنبه از ناخن انگشت کوچک دست راست شروع و به انگشت بزرگ آن دست ختم کرده و سپس از انگشت کوچک دست چپ شروع و به انگشت بزرگ همان دست ختم کند، از درد چشم امان خواهد یافت.[طبّ الأئمّه، ص 84]
 و بعید نیست اگر روز چهارشنبه ناخن بگیرد بهتر است از انگشت دست چپ شروع کند و اگر در روز پنجشنبه ناخن بگیرد در هر دستى با انگشت کوچک آن دست شروع کند.[طبّ الأئمّه، ص 84]  و اگر روز جمعه یا دیگر روزها باشد از انگشت کوچک دست چپ شروع و به انگشت کوچک دست راست ختم کند.[کتاب من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 73، ح 81]  و به طور کلّى هر زمان از انگشت کوچک دست چپ شروع کند خوب است همان گونه که صدوق، علىّ بن بابویه گفته است.[المقنع، ص 145]
 3. در اخبار اهل سنّت چگونگى ناخن گرفتن به این شرح است: در دست راست اوّل انگشت شهادت، سپس انگشت کوچک و بعد انگشت بزرگ و پس از آن انگشت وسط و در آخر انگشت دیگر را مى گیرد و در دست چپ با انگشت پس از انگشت کوچک شروع مى کند، سپس انگشت وسط را مى گیرد و سوم به سراغ انگشت بزرگ مى رود، سپس انگشت کوچک را مى گیرد و در آخر ناخن انگشت شهادت را خواهد گرفت.[المغنى، ج 1، ص 102، فصل 104. البتّه آنچه در این روایت آمده با آنچه علّامه مجلسى؛ از اهل سنّت نقل کرده متفاوت است]
 ولى توجّه داشته باشید که عمل به آنچه در روایات قبل ذکر کردیم که از منابع اهل بیت علیهم السلام: نقل شد، سزاوارتر است.
4. در حدیث است که حضرت رسول ﷺ از گرفتن ناخن با دندان نهى کرد.[کتاب من لا یحضره الفقیه، ج 4، ح 2؛ مکارم الأخلاق، ص 424]

دعاى هنگام ناخن گرفتن

در روایتى آمده است که به هنگام گرفتن ناخن و شارب این دعا را بخوانید: «بِسْمِ اللهِ وَبِاللهِ وَعَلى سُنَّةِ مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ».[کافى، ج 3، ص 417، ح 2؛ خصال، ج 2، ص 53]

ایام ناخن گرفتن در ماه قمری

روز اول ماه باعث کوتاهی عمر
روز دوم ماه حاجت روا گردد
روز سوم ماه سبب درازی مو باشد
روز چهارم ماه باعث غم و اندوه است
روز پنجم ماه باعث سرور و شادی است
روز ششم ماه باعث بلای ناگهانیست
روز هفتم ماه از بزرگان دولت یابد
روز هشتم ماه سبب بیماری است
روز نهم ماه باعث دردی شود
روز دهم ماه عزیز و محترم گردد
روز یازدهم ماه باعث اندوه است
روز دوازدهم ماه میان مردم باشکوه گردد
روز سیزدهم ماه با شخصی خصومت کند
روز چهاردهم ماه باعث شادی است
روز پانزدهم ماه باعث شادی است
روز شانزدهم ماه باعث دلتنگی است
روز هفدهم ماه میانه است
روز هیجدهم ماه باعث رنج و اندوه است
روز نوزدهم ماه توانگر شود
روز بیستم ماه باعث ایمنی از بلاست
روز بیست و یکم ماه دولت یابد
روز بیست و دوم ماه باعث بی پولی است
روز بیست و سوم ماه کارهایی اصلاح شود
روز بیست و چهارم ماه کارها اصلاح شود
روز بیست و پنجم ماه کارها به اصلاح آید
روز بیست و ششم ماه از بلا رها شود
روز بیست و هفتم ماه پشیمانی آورد
روز بیست و هشتم ماه بسیار بسیار بد است
روز بیست و نهم ماه از خلق بپرهیزد
روز سی ام ماه از بلیات ایمن باشد
[ختوم و اذکار، ج 1، ص 423]

 

منابع:

[1]. کتاب حلیة المتقین
[2]. کتاب ضیاءالصالحین؛ سعید موحدیان عطار، شفاخانه معنوی (شفا از قرآن و احادیث)

بازنشر از سایت ضیاءالصالحین



جمعه 22 تير 1397 - 16:11
قدرت گرفته از نیلوبلاگ
close
تبلیغات در اینترنت